بایگانی برای آبان

چرا تنها تو ؟

سه شنبه, ۲۸ آبان ۱۳۸۷

روستای نشتیفان - شهرستان خاف 1387

چرا ؟
چرا تنها تو
از میان تمام زنان
هندسه زندگی مرا عوض میکنی
ضرباهنگ آن را دگرگون میکنی
پابرهنه و بی خبر
وارد دنیای روزانه ام میشوی
و در پشت سر خود می بندی
و من اعتراضی نمیکنم ؟
چرا تنها و تنها
تو را دوست دارم ،
تورا می گزینم ،
و می گذارم تو مرا
دور انگشت خود بپیچی
ترانه خوان
با سیگاری بر لب ،
و من اعتراضی نمی کنم ؟
[ نزار قبانی ]

:: تشکر انجمن صنفی از فرمانده نیروی هوایی .

حاج علی مومنی و زن عمو

شنبه, ۲۵ آبان ۱۳۸۷

:: بعد از یکهفته جشنواره گفتم جمعه میرم عکاسی پائیز . صبح جمعه حامد زنگ زد و خبر مرگ حاج علی مومنی ، دوست و بچه محل مهربونم رو داد . حاج علی بعد از یک عمر تلاش و مردمداری و اهدا دو جوان با حال و با معرفت به مردم در جنگ ، دیشب قلبش از کار افتاد و برای همیشه رفت .
روز خوبی نبود . همه بچه های جنگ هم اومده بودند . همه برای از دست دادن پدرشون توی سر میزندند . بعد از مرگ امام جمعه این یکی از بزرگترین مشایعت های بزرگ جنازه بود که دیده بودم . مردم خیلی ارادت داشتند به این مرد .

:: حاج علی رو بخاک سپردیم و علی داداش زنگ زد که زن عمو همین الان مرد ! . رفتم و جنازه زن عمو رو علیرغم تاریکی هوا ، بخاک سپردیم . زن عموی مهربون بر اثر کهولت ترک دنیا کرد . اون راحت شد و ما رو با یه عالمه خاطره از دنیای بچگی و خنده های بامزه اش تنها گذاشت .

:: ۲۱٫ دستشویی کجاست؟! … یکی از عناوین پست وبلاگ استاد عباسی است ، خوندن این پست اسماعیل عباسی حتما سرحالتون میاره .

خبر خوش رسیدگی به حسین پرتوی و انعکاس جشنواره در ایسنا

جمعه, ۲۴ آبان ۱۳۸۷

:: ایسنا امروز با درج این صفحه اخبار مربوط به اختتامیه جشنواره و این صفحه عکسهای اختتامیه ، حسابی همه ی بر و بچز جشنواره رو شرمنده کرد . ازشان ممنونیم . خصوصا عکاس باحالش علیرضا صوت اکبر نازنینم .

جمعی از نمایندگان نهاجا روز 23 آبان ماه از «حسین پرتوی» -عکاس ثبت‌کننده‌ی لحظات ناب انقلاب اسلامی - عیادت کردند

:: ظاهرا دیروز مسئولین نیروی هوایی جمهوری اسلامی کمی به حرکت در اومدند و به عیادت حسین پرتوی رفتند . نمیدونم این حرکت خود جوش بوده یا انعکاسی از حرکتی است که در جشنواره سوم دوربین انجام شده بود . در هر حال اوضاع حسین پرتوی وخیم تر از این حرفهاست که مجال تعارف داشته باشد . امید واریم زود تر سر و سامانی به وضعیت خراب رسیدگی و درمانی اش داده شود .

شب آخر و کارگاه هفتم و هشتم جشنواره سوم

پنجشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۸۷

بالاخره شب آخر جشنواره سوم دوربین نت رسید . آخرین کارگاه جشنواره که به نظر من در اندازه خودش یک اتفاق بزرگ برای عکاسی خبری و مستند اجتماعی بود با سخنرانی مرتضی نیکوبذل [ عکاس رویترز ] و بابک برزویه [ عکاس باحال ! ] و امید صالحی [ عکاس فوکوس آلمان ] به کار خود پایان داد .

مرتضی نیکو بذل

بابک برزویه

امید صالحی

:: محمد در این عکس ، دکمه پایان و خاموش کردن چراغ سومین جشنواره رو فشار میده . به شوخی گفتم محمد عجب عکسی شد برای … [ که خدا نکنه و ۱۲۰ سال زنده باشی ] .

محمد خیرخواه

:: با همه ی دشواری ها و حرف و حدیث ها ، جشنواره به پایان رسید . کار سختی رو بچه ها انجام دادند . احسان رافتی و عوامل پشت صحنه بسیار زحمت کشیدند . امید وارم پیش حضرت پروردگار ماجور باشند . تمام برنامه ها و تصاویر اختتامیه رو اینجا و اینجا میتونید ببینید . امید وارم سالهای آینده هم با همین کیفیت و شور و هیجان برگزار بشه .

:: میدانم که ایمان داری عشقی مثل عشق ما هرگز به جدایی نخواهد کشید . تو از فرو ریختن خیلی میترسی. پس دستت را خواهم گرفت و به بهترین شکلی که میتوانم دوستت خواهم داشت و همین توقع را هم از تو دارم . به من قول همیشه نده !به من قول آسمان و زمین نده ! وانمود نکن که مطمئنی هرگز مرا به گریه نخواهی انداخت ! فقط بغلم کن  … [ جنیفر لوپز ]