بنویسیم جشن تصویر . بخوانیم بنیاد رسول اف
جمعه, ۲۹ آذر ۱۳۸۷جشن تصویر ۸۷ هم تمام شد .جشن تصویر که چه عرض کنم بیشتر جشن یاد بود محسن رسول اف * . با همه زحمات و مشقاتی که برگزاری چنین برنامه هایی دارد ، برگزار کنندگان امسال به نوعی خود را در مظان تامل و حرف و حدیث قرار دادند . آنهم بر سر عنوان کردن بنیاد فرهنگی هنری محسن رسول اف . محسن رسول اف هر چه که بود از دست رفت . اما نه آنقدر بزرگ ، که بنیادی چنین عظیم با ید بیضا و … برایش تشکیل شود .
فیلم پخش شده در جشنواره چنان از او یک بت ساخت که حتی اگر خودش هم بود باور نمیکرد ! . یاد مرحومان و اساتید بزرگ مثل ممیز و گلستان و شهدای رسانه و … زندگانی چون پرتوی و … افتادم .
واقعا این حرکت مسئولین جشنواره جای فکر داشت که آیا اگر پدر یا خود یکی از این بزرگان تمکن و عنوان پدر محسن را داشت هم آیا فراموش میشد ؟
کاش آنقدر صادق بودیم که میگفتیم ارضای مالی و پشتیبانی های بی حساب خانواده رسول اف و بانک مربوطه شان [ اقتصاد نوین ] باعث رویکردی این چنین شده است . نکته جالب تر توجیه سیف الله صمدیان در اعتراض بچه های ته سالن و سخنرانی کوتاه محمد ، نسبت به این کار بود که گفت : شما نمیدانید ، اما محسن رسول اف از هر دستش یه هنر میریخت ! هم فیلم میساخت و هم عکاسی میکرد و نقاشی و … و چندین هنر دیگه من یادم نموند !
با همه این شرح ، قضاوت بر سر این مسئله را به گذر زمان و افکار عمومی میسپارم . و به این نکته اصرار دارم که کاش پدر حسن غریب و علیرضا برادران و … هم بانک داشتند ! .


:: هنرمندان طبق روال در حیاط خانه هنرمندان آماده عکس دست جمعی میشوند .

:: این ازدحام هم مربوط ورود به سالن بتهون بود که دقایقی طول کشید .

:: مجری برنامه امسال هم فاطمه خانم بودند .

:: هادی حیدری کارتونیست هم یکبار سوژه شد تا بفهمه فقط خودش نیست که بلده سوژه ها رو Exaggeration بکنه . اینه
* : محسن رسول اف ، عکاس جوانی که در سانحه سقوط هواپیمای قرقیز در شهریور ماه کشته شد .
:: نامه عذر خواهی رسمی خبرنگار عراقی از نخست وزیر عراق بابت پرتاب لنگه کفش !! . قابل توجه سایتها و آدمهای فاشیستی که حمایت کرده بودند ! .





