

واقعا حیف شد . پیر مرد با صفا و با کمالات و در دوره ی خودش استاد کم نظیر خط ثلث از دست ما راحت شد و رفت . دنیای خوشنویسی بخصوص ثلث نویسان نگین تابناکی رو از دست داد . به استاد زنگ زدم که کاش اگر ما مردیم یکی پیدا شه و بگه آخی ، حیف شد . گفت همین الان هم ما داغمون به دل هم مونده . اون موقع که هیچ .
:: بعضی مخاطبان پرسیدند و میپرسن که چرا در عکاسی مستند من خیلی عکس رو ادیت نمیکنم و حتی نقطه های بجا مونده ی CCD رو پاک نمیکنم . و اینکه من پیرو چه نوع نگاهی هستم و … عکس مستند همونطور که از اسمش پیداست واقع گراییه محضه و شاید کسی مثل من حتی اتفاقات مکانیکی دوربین رو هم توی همین استناد فرض میکنه . مهم اینه که کادر و نور و رسایی موضوع کامل باشه . چه اینکه شما میبینید بهترین و ماندگار ترین عکسهای مستند همانهایی هستند که شاید اصلا ابتدایی ترین تکنیکهای عکاسی رو هم رعایت نکردن . البته نه از روی عمد . بلکه زمان و موضوع بهشون این فرصت رو نداده . بعضا شما با تیرگی زیاد یا روشنی زیاد یا عدم فوکوس کامل تصویر روبرو میشین . با این حال رفع نقائصی از جمله نقاط کثیف CCD و غیره در صورت عدم فوت وقت ، عدم آسیب به متن موضوع ، کاری بدیهی است.
من حالا حالاها خودم رو مقلد میدونم . پیرو سبک خاصی نیستم . شاید عکاسی یه بچه هم روی من تاثیر بگذاره و شاید در اون عکاسی به یک فرم خاص برسم .با این حال نگاه روزانه ی من به چند عکاس خارجیه که لینکش برای همه در کنار وبلاگ در دسترسه . چیزی که در دنیای عکاسان ایرانی اتفاق نمی افته اینه که عکس رو کسی نمیبینه و نقد نمیشه . ماها اصلا بلد نیستیم خوب عکس ببینیم . و در نهایت بعد از سالها تلاش و عرق ریزی میبینیم که آرشیوی از عکاسی داریم اما عکس نداریم ! . به همین دلیل رویکرد اصلاحی وجود نداره و هر کسی هر جا هست همونجا متوقف میشه . | البته ما در همه ی هنرها همین وضع رو داریم | دلیل تفاوت عکس مستند و خبری خارجی و ایرانی در همینه . اینجا همه ی عکسها Flat و یکدست با نور یکدست گرفته میشه که این از منظر من تقریا یه شوخی بیشتر نیست و اتلاف وقت .
با یه نگاه بی غرض به رسانه های داخلی و عکسها خواهید دید که چیزی به نام عکس گرفته نمیشه لا اقل در اغلب گزارشها و فقط عکاسی شده . البته انکار اینکه معدود افرادی هستند که خیلی جدی مطالعه دارند و خوب می بینند و خوب میگیرند ، کمی بی انصافی است . دلیل در جا زدن همه ی ما اینه که | بدلایل اجتماعی و سیاسی | کارگاههای عکاسی حرفه ای نداریم و کسی دلش نمیخواد دائما در مظان نقد قرار بگیره . کسانی که دیدگاه خوب دارند سر در لاک کرده ان و زندگی میکنند . بلندگوی میدان هم دست کسانی است که سر تا سر عکاسی شون ۱۰ فریم عکس ندارند . عکاسها از همدیگه بدشون میاد . حسودیم . کوچیکیم . آموزش و اخلاق و روانشناسی نداریم . با شعر و موسیقی و ادبیات میونه ای نداریم . فیلم خوب نمی بینیم . به همه ی اینها اگر مشکلات روانی عدم ارتباط با جنس مخالف و معضلات اقتصادی و معیشت رو هم اضافه کنیم دقیقا میشود همینی که هست . عکاسی مثل فوتبالمون ، سیاستمون ، اقتصادمون ، تحصیلمون و …در حالی که بیرون از اینجا همه چیز بر عکسه . هنرمندان خودشون رو تا آخر عمر شاگرد میدونن و در شاگردی استاد میشن . اما ما …