محمد
دوشنبه, ۳۰ آذر ۱۳۸۸محمد نوریزاد : نیم ساعت پیش دوستی از پلیس امنیت که خود را سروان شایسته می نامید تماس گرفت که : شما را احضار کرده اند . فردا ساعت هشت و نیم صبح منتظرتان هستم . صدای مهربان او را بجای آوردم . او ، سال پیش نیز مرا بجرم توهین به مراجع فراخوانده و به دادسرا فرستاده بود . پرسیدم این بار به چه جرمی ؟ خندید و گفت : بجرم توهین به رییس قوه قضاییه . دانستم که واژه “پردمه ” کار دستم داده . راستی مگر قرار نبوده و نیست که اکسیژن قاضیان عدالت باشد ؟ ما کجا راه تنفس قاضی القضات شهر را بند آورده ایم مگر ؟
محمد نوری زاد ، که شاید یک روز از نویسنده های کیهان به شمار میامد ، امروز و بعد از انتخابات دهم ، مطالبی را در نقد حکومت مینویسد . همانطور که همه ی ما شاید . نوشته های اخیر محمد ، بخصوص سقوط قاضی القضات شهر ! ظاهرا فراتر از وظیفه ی شهروندی او بوده . همانطور که در قسمت اول آمد ، محمد با یک تلفن ، احضار و دیروز روانه ی زندان گردید .
:: در دنیایی که نمیتوان مردانه زیست ، مردانه باید مرد . کوروش بزرگ



