زردی من از تو !
سه شنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۸۸شبیخون فرهنگی یعنی این که با پول خودت [ نفت ] برات ترقه ی چینی وارد کنن و تو سر کوچه بندازی زیر پای این و اون و آخرش هم نفهمی رمز شب چارشنبه رو که سیاوش پاک از آتش گذشت چه بود . هنر مملکت داری یعنی این .
شبیخون فرهنگی یعنی این که با پول خودت [ نفت ] برات ترقه ی چینی وارد کنن و تو سر کوچه بندازی زیر پای این و اون و آخرش هم نفهمی رمز شب چارشنبه رو که سیاوش پاک از آتش گذشت چه بود . هنر مملکت داری یعنی این .
۱ – برای تماشای کتاب مجازی “عکس سال ایران ۸۸″ اینجا کلیک کنید. همچنین نسخه PDF عکس سال ایران ۸۸ را با حجم ۱۴٫۳ مگابایت از اینجا دانلود کنید.
۲- روزنوشت و عکسهای مستند محمد رو اینجا میشه دنبال کرد .
چه دریایی چه طوفانی که در پیچ و تاب آن به زورق های صاحب کشته ی سرگشته میمانم .
از این شورم که امشب زد به سر آشفته و سنگین چه میگویم نمیدانم چه میخواهم نمیدانم … شهریار
موسسه ی وورد پرس فتو ، صبح دیروز ، با مشورت و بررسی هیئت منصفه خود ، Stepan Rudik رو بخاطر دست بردن در اصالت عکس خود و اهانت به صداقت کار عکاسی ، و نقض مقررات جهانی عکس ، از مقام سوم عکس استوری ورزشی مسابقه وورد پرس ۲۰۱۰ عزل کرد .
به عکسها دقت کنید . لبه ی پای فردی که پشت سوژه ایستاده از لای انگشتان شصت و سبابه فرد سوژه مشخصه . اما در عکس ارائه شده به وورد پرس لبه ی پا حذف شده است . استپان در این مورد میگوید :این عکس به صورت فاینال شده به وورد پرس ارائه شده و دلیلی وجود ندارد که وورد پرس بیاید و با عکس اصلی مقایسه کند !!. او گفته این اتفاق برای من که عکاسی خوشنام و معروف هستم هیچ اشکال مهمی نیست ! .
این در حالیه که وورد پرس سال گذشته اعلان کرده بود به هیچ عنوان محتویات عکسهای ارائه شده نباید تغییر کند . با این حال همچنان می بینیم که عکاسان بنام حتی ، گاهی اینطور دست به این عمل میزنند . شاید در مقایسه با عکس اصلی ، خطای دستبردی عکاس به عکس ، نه چندان نقطه ی با اهمیتی باشه . فقط یه نوک پای یک فرد که در عمق میدان مرکز عکس ایستاده و اصلا منظور اصلی عکاس هم نبوده . اما باید توجه داشت حساسیت این مسابقه و بررسی های بعد از آن ، بسیار حساس و دقیق است و شبیه آزمایشات دوپینگ عمل میکنه و گاهی منجر به از دست رفتن چنین موقعیت بزرگی از زندگی یک عکاس که آنهم ممکن است در زندگی هر کسی یکبار پیش بیاد ، بشه .
اسم پسریشو صدا میزنم میگه من زنم ! . مگه من نگفتم اسمم ” ک ” هست ؟. ۲۰ تومن خرج کردم تا خانم باشم . از روزمرگی و مشکلاتش توی ایران حرف میزنه . با اینکه خیلی رسمی و تحت نظارت پزشکی قانونی تغییر جنسیت داده و رضایت خانواده رو هم داره ، با این حال از نگاهها و حرف و حدیث های اطرافیان ناراحته . برای تهیه عکس و یک مستند از زندگی اش صحبت کردم . بدون هیچ مشکلی پذیرفت ! . عجیبه که از عکاس ها نمیترسه . میگه کلی از من و دوستای من توی اتوبوس و مترو با موبایل عکس میندازن . میگم اگه عکستو توی سایت بخوام بذارم میشه ؟ میگه واااااای خیلی خوبه . پولم باید بدم ؟!! . حکایت عجیبیه این مملکت و آدمهاش . اگر همه مثل ” ک ” رفتار میکردن …