قدرت میمونها

پهلوانان هندی در کشتی سنتی با عنوان ” نیروی میمونها ” با هم کشتی میگیرند . این سنت قدیمی در هند با اعتقاد به نیروی ماورایی میمون بزرگ ، هر ساله برگزار میشه . عکسهای خوب Palani Mohan رو از این برنامه ، حتما ببینید .

آقای میرشکاک ، شما دیگه چرا .  بعد از جلوه گری پر از حرف بهرام خان بیضایی و محمد رضا لطفی و حضور پر رنگ و لعابشون در صحنه ، حضور شما جلوی دوربین ها کمی مغایر با اعتقادات شما نیست ؟ کاش میگفتی به چه قیمت ! . شاید کم کم ایمانم رو به شعر ” از تمام خلق یک تن صوفی اند ، دیگران در سایه ی او میزیند ” از دست بدم. یادت باشد کسانی که تریبون جلوی شما گرفته اند ، به قول استاد ، یک آفتابه نصفه آب هم دست شما نخواهند داد ! .

:: اگر به عکاسی مستند علاقمند هستین ، نوشته های استاد عباسی ، این روزها خواندنی است .

۶ دیدگاه برای “قدرت میمونها”

  1. الهان گفته:

    بازم اینجام..برا دیدن عکس هاتون…
    خسته نباشین..

  2. روشن گفته:

    محمد عزیز. مجموعه عکس پالانی موهان و متن ترجمه شده کامل در عکس آنلاین منتشر شده است:
    http://aksonline.ir/fa/?p=3638

  3. باران گفته:

    با سلام
    در جریان موضوع اقای میر شکاک نیستم ای کاش بیشتر می نوشتید.
    همیشه شاد باشید

  4. شمس گفته:

    ملکه‌های تهران؛ «در ایران از اسلام خبری نیست»

    ۱۳۸۶/۰۴/۰۳

    ربیعه‌ اوزدن از زنان اسلامگرای ترکیه‌، پس از سفر به‌ ایران مشاهدات خود را در چارچوب کتابی به‌ رشته‌ تحریر در آورده‌ است. او در کتاب خود نوشته است که در ایران از اسلام خبری نیست، بلکه‌ اصول و قواعدی حکومتی در جریان است که‌ به نام اسلام اعمال می شود.

    کتاب «ملکه‌ های تهران»، حاصل سفر ماه‌ رمضان سال ۲۰۰۶ ربیعه‌ اوزدن کازان به‌ ایران است. ربیعه‌ اوزدن کازان نامزد سابق محمد علی آغجا است که‌ در ۱۳ مه‌ی ۱۹۸۱در جریان سوء قصد تروریستی نافرجام به‌ جان پاپ ژان پل دوم، در رم دستگیر شد و به‌ شهرتی جهانی دست یافت.

    «الگوی سراب»

    خانم اوزدن کازان که‌ خود از اسلامگرایان ترک محسوب می شود، دلیل سفر به‌ ایران را در مقدمه‌ کتاب «ملکه‌های تهران» این گونه‌ بیان می کند: «ایران در پی انقلاب ۱۹۷۹ برای اسلامگرایان جهان به‌ الگویی تبدیل شده‌ و اکنون بسیاری از زنان مسلمان خارج از ایران، در حسرت زندگی در ایران هستند. به همین دلیل تصمیم گرفتم به‌ ایران بروم.»

    شوق و علاقه‌ وافر این زن مسلمان برای زندگی در کشوری که‌ که‌ اینک آن را «الگوی سراب» می خواند، تنها ۲۰ شبانه‌ روز دوام آورد.

    کتاب «ملکه‌های تهران» که‌ به‌ زبان های انگلیسی و ترکی نوشته‌ شده‌، در ماه‌ میلادی آینده‌، ماه‌ ژوئیه‌، ابتدا در ایتالیا و سپس در آمریکا و ترکیه‌ منتشر می شود.

    ربیعه‌ اوزدن کازان مشاهدات خود را که‌ با گفت و گو با زنان صیغه‌ای و مقایسه‌ اوضاع زنان ایران با زنان مسلمان در ترکیه همراه‌ است،‌ چراغی می داند که‌ می تواند افرادی مثل او را روشن سازد تا نسبت به‌ تصویر ذهنی خود از ایران بیش از این دچار اشتباه‌ نشوند.

    خانم اوزدن کازان در بخشی از کتاب خود می نویسد: «جوانان ایرانی در پارتی ها و مناسبت های مختلف، مشروبات الکی را مثل آب مصرف می کنند». او می نویسد شخصا مشاهده کرده‌ است که‌ زنان و مردان ایرانی در این پارتی ها به شیوه هالیوودی، عشق بازی کرده‌اند.

    پیشنهاد صیغه به تویسنده ترک

    اوزدن کازان یک شب پس از افطار دیده‌ است که مردی سالخورده‌ دربرابر ۵۰۰ دلار خواستار صیغه‌ کردن او شده‌، یا آن طور که او می نویسد «یک شب همبستری در برابر پول و خواندن جملاتی عربی که‌ این عمل خرد کننده‌ را به‌ لحاظ قانونی توجیه‌ می کند»، توسط پیرمردی به‌ او پیشنهاد شده‌ است.

    ربیعه‌ اوزدن کازان در بخش دیگری از کتاب ملکه‌ های تهران می نویسد: «می خواهم ظلم و زورگویی های رژیم اسلامی ایران را افشاء کنم. اما دقت کنید زورگویی اسلام را نمی گویم. آنچه‌ من از اسلام آموخته‌ام، اسلام مولانا است، اسلامی که‌ عشق، صداقت، دوستی با همه‌ مردم جهان و آزادی را ارائه‌ می دهد، نه‌ اسلام رژیم ایران.»

    او می نویسد: «در اسلام همبستری یک شبه‌ زنان برای پول با مردان بیگانه‌، وجود ندارد.»
    ربیعه‌ اوزدن می افزاید: «اینجا (ایران) پر از تضاد و درام است.»

    چرا زنان ایرانی برای نحوه‌ زندگی خود تصمیم نمی گیرند و هیچ اختیاری ندارند؟ او می نویسد: «من اینجا در ترکیه‌ هر جایی بخواهم زندگی می کنم، اما در ایران حتی به‌ زنان می گویند چرا اینجا نشسته‌ای.»

    این نویسنده‌ اسلامگرای ترک در پایان کتاب خود می نویسد: «در آنجا (ایران) اسلامی وجود ندارد، بلکه‌ آنچه‌ من دیدم اصول و قواعد سیاسی احمدی نژادها بود.»

    به‌ گزارش رسانه‌های ترکیه‌ کتاب «ملکه‌های تهران» که‌ به‌ زبان های انگلیسی و ترکی نوشته‌ شده‌، در ماه‌ میلادی آینده‌، ماه‌ ژوئیه‌، ابتدا در ایتالیا و سپس در آمریکا و ترکیه‌ منتشر می شود.

  5. شمس گفته:

    انشا

    مسلما این موضوع انشاء برای هزارمین بار – اگر نه بیشتر – تکرار شده ، فقط برای اینکه تغییری ایجاد بشود موضوع را این جوری پای تخته نوشتم ” می خواهید در آینده چه کاره بشوید . الگوی شما چه کسی است ؟ ” و برایشان توضیح دادم الگو یعنی اینکه چه کسی باعث شده شما تصمیم بگیرید این شغل را انتخاب کنید . انشاء ها هم تقریبا همان هایی هستند که هزار ها بار تکرار شده اند ، با این تفاوت که چند تا شغل جدید به آن ها اضافه شده ” مهندس هوا و فضا ” ، ” پدرم می گوید الان ام وی ام بهترین رشته ی دنیا است و خیلی پول دارد – منظورش MBA است ” ” دوست دارم مهندسی اتم بخوانم ولی
    پدرم دوست ندارد می گوید اگر آشپزی بخوانم بیشتر به دردم می خورد ” و … .

    ولی اعتراف می کنم از همه تکان دهنده تر این یکی است ” می خواهم فاحشه بشوم ” شاید اولین باراست که یک دختر بچه ده ساله چنین شغلی را انتخاب کرده .
    ” خوب نمی دانم که فاحشه ها چه کار می کنند … ( معلومه که نمی دانی ) ولی به نظرم شغل خوبی است . خانم همسایه ما فاحشه است .این را مامان گفت . تا پارسال دلم می خواست مثل مادرم پرستار بشوم . پدرم همیشه مخالف است . حتی مامان هم دیگر کار نمی کند .من هم پشیمان شدم . شاید اگر مامان هم مثل خانم همسایه بشود بهتر باشد او همیشه مرتب است . ناخن هایش لاک دارند و همیشه لباس های قشنگ می پوشد . ولی مامان همیشه معمولی است . مامان خانم همسایه را دوست ندارد . بابا هم پیش مامان می گوید خانم خوبی نیست . ولی یک بار که از مدرسه بر می گشتم بابا از خانه آن خانم بیرون آمد . گفت
    ازش سوال کاری داشته . بابای من ساختمان می سازد . مهندس است . ازش پرسیدم یعنی فاحشه ها هم کارشان شبیه مهندس های ساختمان است ؟ خانم همسایه هنوز دم در بود . فقط کله اش را می دیدم . بابا یکی زد در گوشم ولی جوابم را نداد . من که نفهمیدم چرا کتکم زد . بعد من را فرستاد تو و در را بست .

    … من برای این دوست دارم فاحشه بشوم چون فکر می کنم آدم های مهمی هستند . مامان همیشه می گوید که مردها به زن ها احترام نمی گذراند .ولی مرد ها همیشه به خانم همسایه احترام می گذارند مثلا همین بابای من . زن ها هم همیشه با تعجب نگاهش می کنند ، شاید حسودی شان می شود چون مامانم می گوید زنها خیلی به هم حسودی می کنند . خانم همسایه خیلی آدم مهمی است . آدم های زیادی به خانه اش می آیند . همه شان مرد هستند . برای من خیلی عجیب است که یک زن رئیس این همه مرد باشد . بعضی هایشان چند بار می آیند . بعضی وقت ها هم این قدر سرش شلوغ است که جلسه هایش را آخر شب ها تو خانه
    اش برگزار می کند . همکار هایش اینقدر دوستش دارند که برایش تولد گرفتند . من پشت در بودم که یکی از آنها بهش گفت تولدت مبارک . بابا می خواست من را ببرد پارک ، بهش گفتم امروز تولد خانم همسایه است . گفت می داند . آن روز من تصمیم گرفتم فاحشه بشوم چون بابا تولد مامان را هیچ وقت یادش نمی ماند .

    تازه خانم همسایه خیلی پول در می آورد . زود زود ماشین هایش را عوض می کند . فکر کنم چند تا هم راننده داشته باشد که می آیند دنبالش . این ور و آن ور می برند .
    من هنوز با مامان و بابا راجع به این موضوع صحبت نکردم . امیدوارم بابا مثل کار مامان با کار من هم مخالفت نکند “

  6. باران گفته:

    با سلام
    ای کاش بیشتر در جریان وقایعی که اشاره کردین قرار می گرفتم

    همیشه شاد باشید

دیدگاهی بنویسید