قهرمان جهان
حالا درسته که داداش منی ، خدائیش خسته کننده اس من هی بیام اینجا و پزت رو بدم که هی طلا و طلا . یه کم مراعات آبروی برادر بزرگ تر رو کردن والله کار خوبیه . خلاصه از طرف جامعه ی مجازی مجانین ! مدال طلای جام جهانی ۲۰۱۰ چین رو بهت تبریک میگم . مبارک باشه . حالا ور نداری برام دوباره تی شرت بیاری ها !
:: باید پوست کرگدن داشته باشید … بهمن جلالی
برچسبها: تكواندو, جام جهاني 2010 چين, حسين تاجيك

۲۹ تیر ۱۳۸۹ در ۲۳:۳۳
آقا درسته این همه قهرمانی و طلا دیگه واسه شما و خان داداش عادی شده ولی جدی یه شام به ما بدید دیگه . می دونی که خیلی گشنمه من :دی
۲۹ تیر ۱۳۸۹ در ۲۳:۴۰
سلام
آقا زنده و تندرست و دلخوش باشین
۲۹ تیر ۱۳۸۹ در ۲۳:۵۹
آقا تبریک ما رو هم پذیرا باشین
۳۰ تیر ۱۳۸۹ در ۰۰:۱۰
سلام ممد جان تبریک میگم .
به حسین بگو ۶ ماه استراحت بده هنوز بنر علی و قبلی حسین نصب اینجور که اخوان شما پیش میرن کار تبلیغات درشهر داره مختل میشه مجبوریم ستاد تشکیل بدیم .دمشون کرم نشون دادن که بچه های شهریار پرچمدارن
۳۰ تیر ۱۳۸۹ در ۰۰:۵۶
محمد جان بنده هم بعنوان عضو کوچک جامعه ی مجازی مجانین تبریک عرض میکنم! در ضمن اون تیشرتهایی که نمیخواهی بده به من ! D:D:
۳۰ تیر ۱۳۸۹ در ۰۲:۰۶
الهی
واقعاً مایه افتخار تو ، من و همه ی ما
خانوادگی الگو هستید محمد
دوستتان دارم
۳۰ تیر ۱۳۸۹ در ۰۸:۰۲
مبارک باشه برای ما..
۳۰ تیر ۱۳۸۹ در ۱۳:۴۸
حسین پا طلایی.محمدجان بدهیت وشیرینی و اینا داره زیاد میشه ولی ما به همان تی شرت هم قانع ایم برادران تاجیک مایه مباهات و افتخار بوده اند وهستند انشاءالله المپیک قهرمانی راجشن بگیریم.
۳۰ تیر ۱۳۸۹ در ۲۱:۱۴
اونهم تی شرت قرمز!!!
مبارک باشه.
۳۱ تیر ۱۳۸۹ در ۰۰:۴۸
mobarak bashe
۳۱ تیر ۱۳۸۹ در ۰۲:۱۲
توی اینطور مواقع فقط میتونم بگم تبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــریک -;{@ و دیگر هیچ! D:
۳۱ تیر ۱۳۸۹ در ۱۲:۱۲
سلام.
اگه بخوایم بزرگیای خاندان تاجیک رو تبریک بگیم که قلم از جنگل و مرکب از دریا می طلبه اما همیشه هاتون روشن تر از این روزهای روشنتون و تبریک از صمیم جان
۳۱ تیر ۱۳۸۹ در ۱۴:۱۸
ثروت کوروش کبیر
زمانی کزروس به کورش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی. کورش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟ گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت. کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوششان رسانید.مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.کورش رو به کزروس کرد و گفت ، ثروت من اینجاست.اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم ، همیشه باید نگران آنها بودم . زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره اند مثل این می ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد.
۸ مرداد ۱۳۸۹ در ۰۰:۰۱
ghorboone khandat beram ghahraman jashne aroosit pa talae